من همیشه با خودم میگم ما انسانها چرا اینقدر احساس تنهایی میکنیم در
حالی که اطرافمون پره ادم.میدونید چرا چون همزبون نداریم یعنی
کسی تو بین این ادما نیست که بشه باهاش حرف زد.حرف دلو زد ادم
حرف دلشو به هر کسی نمیگه یا نمی تونه بگه.چون ادم باید با کسی
دردو دل کنه که راز نگهدار باشه و بهش دلداری بده و حرف دل اونو
بفهم.
انسان وقتی حرف بزنه به ارامشی میرسه که با هیچ پولی نمیتونه بدست
بیاره.ولی افسوس ما ادما اونقدر از هم فاصله گرفتیم که ارامشو فقط
در پول و مال دنیا جستجو میکنیم.به مال اندوزی روی اوردیم و دستو
پنچه میزنیم ولی دریغ از ارامش.دنبال مهر هستیم و فک میکنیم تو وسایل
بی روحو جان مهری وجود داره.
به هر کسی روی میاری میکه تنهام احساس تنهایی میکنم حتی کسانی که
متاهل هستن و همدمی برا خودشون دارن اونا هم باز از تنهایی خودشون
می نالن و گله مندن.
واقعا چرا؟ چه دلیلی داره وقتی دور بر ادم پر انسان باز احساس تنهایی
کنه چون از خدا دور شدیم.چیزایی که خدا برامون خلق کرده تا با اونا
ارامشو پیدا کنیم فراموش کردیم.من نمیگم نماز بخونید یا قران بخونید تا
به ارامش برسین نه.اینارو هم بخونید ولی چیزی که ما در حال حاضر
گم کردیم مهر،علاقه،دوستداشتن،عشق واقعی،محبت ما اینارو گم کردیم
هر چقدر به وسایل بی جان روی میاریم خودمون بدتر بی روحتر میشیم
بی مهر تر میشیم.نمیدونم چی بگم فقط میگم دلم برا گذشته ها تنگ شده
مثلا هشت سال پیش اون موقع اینجوری نبود.خیلی دوست داشتنی بود
ادم از زندگی کردن لذت میبرد و همه رو دوستو یاور خودش میدونست
فقط یک کلمه میگم خدایا به فریادمون برس و کمکمون کن و تنهامون نزار.