تبليغاتX
عمرم به سحر نرسدگر سوز دلم به ثمر نرسد
گنجشک به خدا گفت:

لانه ی کوچکی داشتم که آرامگاه خستگیم بود و سر پناه

بی کسیم.طوفان تو ان را از من گرفت.

این لانه کجای دنیای تو را گرفته بود؟

ندا آمد: ماری در راه لانه ات بود و تو خواب بودی،باد

را گفتم لانه ات را واژگون کند ،انگاه تو از کمین مار

پر گشودی و رفتی.

چه بسیار بلایی که به واسطه ی محبتم بر شماها نازل میکنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:4  توسط فرشته  | 

به نام خداوند مهربون

می خوام در مورد ماجرایی بنویسم که هر روز تو دوره برمون اتفاق میاوفته و ما

همچنان بی تفاوت از کنارش رد میشیم.

چند هفته پیش یکی از دوستان خواهر زاده ام که جوونی حدوده ۱۸ ساله بود فوت

شد.

اون جوون کارگر ساختمون بود و سوار بالابر بوده که بالا بر از جا کنده میشه و اون

مرحوم قبل از رسیدن به زمین جان به جان افرین تسلیم میکنه و تنها جای شکستگی

که تو بدن اون مرحوم دیده شده فقط دستش بوده و به گفته ی دکترا از ترس فوت شده.

نمیخوام در مورد ایمنی کار حرف بزنم،بلکه میخوام بعد از فوت شدن بگم.

بعد از فوت شدن اون جوون،بیچاره خانواده اش که از توان مالی خوبی برخوردار نبودن

و از خانواده های زیر متوسط جامعه هستن میخوام بگم.

حالا درد از دست دادن پسر جوونشون از یه طرف و درد بی پولی و تامین خرج این

عزاداری از طرفه دیگه کمر این خانواده ی غم دیده رو خم کرد و ما چه بی تفاوت هستیم.

این خانواده نتونستن ناهار یا شامی به کسی بدن و امر این باعث شرمساری و خجالت

این خانواده ی محترم شد.

حالا سخن من اینکه آیا ما واقعا مسلمان هستیم و از دین اسلام و دین حضرت محمد

(ص) پیروی میکنیم.

آیا دین حضرت محمد(ص) این چنین گفته.مگر دین اسلام نگفته وقتی خانواده ای

عزیزی رو  از دست داد انها رو مهمان کنید و عزیز بردارین تا غم وارد شده بر

انها سنگین نیاد و بتونن تحمل کنن.

ولی ما چیکار میکنیم مهمون خانواده ی عزادار میشیم،بیچاره ها هم باید مارو

ترو خشک کنن هم اشک بریزن و سوگواری کنن.

چقدر خوبه که کمی خود خواه نباشیم و همدیگرو واقعا و از ته دل دوست داشته

باشیم و به یاری هم بشتابیم و از احوال هم غافل نشویم خود را به جای طرف مقابل

بگذاریم و کلاه خود را قاضی قرار دهیم.

به امید بهتر شدن اخلاق ،رفتار ،کردار ،و عمل کردمون.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:40  توسط فرشته  | 

با سلام:

همین طور که میدونید امسالو رهبرمون به نام اصلاح الگوی مصرف

نام گذاری کردن.دلم میخواد منم یه چیزایی رو بگم تا  از هر چیزی به درستی استفاده

کنیم و تا داریم درست مصرف کنیم وگرنه وقتی نداشته باشیم درست مصرف کردن

به درد نمیخوره.

من یه دیبری داشتم همیشه به ما می گفت بچه ها وقتی دارین برنجو میشوید مواظب

باشید تا دانه ای از اون در هنگام شستن هدر نرود شاید به نظرمون مسخره بیاد

و با خودمون بگیم حالا یه دونه برنج با اب شسته بشه و بره اسمون به زمین میاد

من میگم بله میاد وقتی خدای نکرده قحطی بشه اون یه دونه برنج یه گنج بزرگه.

غذارو به اندازه درست کنیم که خورده بشه و زیاد نباشه تا در اثر موندن دور ریخته

بشه.نونو به اندازه ی مصرف همون روزمون بخریم.و سعی کنیم نونی بخریم که

به شیوه ی صحیح پخت شده باشه تا با این امر هم به شیوه ی صحیح پخته شدن

نون کمک کنیم و هم از هدر رفتن اون جلو گیری کنیم.

در هنگام شستن ظرف و لباس یا هر چیز دیگه از هدر رفتن اب جلو گیری کنیم.

شیر ابو به اندازه باز کنیم و در هنگام شستن حیاط منزل و ماشین با سطل این

کارو انجام بدیم.شیرهای منزل رو تعمیر کنیم و از چکیدن اب و هدر رفتنش

جلو گیری کنیم.

وقتی از اتاق یا جایی خارج میشویم لامپ اون مکان رو حتما خاموش کنیم

و فقط لامپ جایی روشن باشه که در اونجا حضور داریم.

با این کار به اقتصاد خودمون هم کمک میکنیم.

من خیلی خوشحالم که چنین رهبری داریم.رهبرمون با این نام گذاری خواست

تا ما خودمون شیوه ی صحیح مصرف کردنو یاد بگیریم و درست مصرف کنیم.

به امید اینکه از هر چیزی به درستی استفاده کنیم تا کشوری غنی داشته باشیم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:34  توسط فرشته  | 

انگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد

 

به یاد من باش که من همیشه به یاد توام از طرف

 

بهترین دوست شما (خدا)سوره ی بقره ایه(۱۵۲)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 14:27  توسط فرشته  | 

دلتنگی هایم را با کدام قایق خیالی

 

                  روانه ی دل دریاییت کنم تا بدانی

 

دل تنگتم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 14:22  توسط فرشته  | 

سکوتم صدای تو،هوایم برای تو،دلتنیگی ام برای تو،تنهایی ام

 

به یاد تو،زندگی ام فدای تو

 

مرگ ان نیست که در قبرستان دفن شوم،مرگ ان است که از

 

خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

 

یک سنگ کافیست برای شکستن یک شیشه،یک حرف کافیست

 

برای شکستن یک دل،یک ثانیه کافیست برای عاشق شدن و یک

 

دوست مثل تو کافیست برای همه عمرم

 

برای شکستن من یه اخم کافیه ی...نیازی به به فریاد نیست

 

واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه ی...نیازی به قهر نیست

 

برای مردنم حرف رفتنت کافیه ی...نیازی به انجامش نیست

 

تنها کسانی معنی دلتنگی را می فهمند که طعم وابستگی را

 

چشیده باشند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 14:22  توسط فرشته  | 

دل تنها چراغیست که هر چه بسوزد

 

نورانی تر می شود،زیباترین اغاز را

 

با تو شروع کردم تا زیباترین پایان با

 

تو خواهم ماند عزیزم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:13  توسط فرشته  | 

هیچ فقری سخت تر از نادانی و هیچ ثروتی

 

سودمندتر از عقل و هیچ تنهایی وحشتناک تر

 

از غرور نیست و هیچ عبادتی مثل تفکر در

 

خودشناسی و خدا شناسی نیست.امام علی(ع)

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:8  توسط فرشته  | 

کنار برکه ی دلم نشستم و نیامدی

          

دوباره در سکوت شکستم و نیامدی

         

سوال کردم از خدا نشان خانه ی تورا

         

سکوت کرد و در سکوت شکستمو نیامدی

        

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:3  توسط فرشته  |